۱۳۹۶-۰۶-۲۱

مقاله كاربرد نواحي آناتوميك مختلف در غربالگري استئوپوروز و مقايسه آن با معيارهاي سازمان جهاني بهداشت که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۲ در پايش از صفحه ۱۱ تا ۱۷ منتشر شده است.
نام: كاربرد نواحي آناتوميك مختلف در غربالگري استئوپوروز و مقايسه آن با معيارهاي سازمان جهاني بهداشت
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله استئوپوروز
مقاله تشخيص
مقاله غربالگري
مقاله سنجش تراكم استخواني

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سلطاني اكبر
جناب آقای / سرکار خانم: خالق نژادطبري نسيبه
جناب آقای / سرکار خانم: حميدي زهره
جناب آقای / سرکار خانم: حسين نژاد آرش
جناب آقای / سرکار خانم: اردشيرلاريجاني محمدباقر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تراكم سنجي استخوان در ارزيابي پاسخ به درمان و همچنين در پيگيري بيماران ارزشمند است. اگرچه استئوپوروز يك بيماري سيستميك محسوب مي شود، سرعت كاهش تراكم استخواني در نواحي مختلف مانند استخوان فمور، مهره ها و استخوان راديوس متفاوت است. به طوري كه شيوع استئوپوروز بسته به ناحيه بررسي شده در يك جامعه متفاوت خواهد بود.
هدف ما در اين مطالعه مقايسه تراكم استخواني در نواحي مختلف اسكلت بدني و ارزيابي امكان استفاده از يك ناحيه آناتوميك به منظور تشخيص استئوپوروز در مقايسه با دو ناحيه ذكر شده توسط سازمان جهاني بهداشت (WHO) است.
اين مطالعه مقطعي بر روي ۴۲۲۹ مراجعه كننده به مركز سنجش تراكم استخوان مركز تحقيقات غدد بيمارستان شريعتي تهران طي سالهاي ۱۳۷۹-۱۳۸۲ انجام پذيرفته است. داده هاي مربوط به اطلاعات دموگرافيك (سن و جنس) جمع آوري شده و سنجش تراكم استخواني مطابق معيارهاي WHO تفسير گرديد. براي آناليز آماري نيز از نرم افزار SPSS 11.5 استفاده شد.
در مجموع ۴۲۲۹ نفر (۲/۸ درصد مرد و ۸/۹۱ درصد زن) با ميانگين سني ۸/۱۱± ۴۴/۵۳ مورد ارزيابي قرار گرفتند. شيوع استئوپوروز در ناحيه لومبار به تنهايي ۸/۲۴ درصد، در ناحيه فمور به تنهايي ۴/۱۲ درصد و در يكي از دو ناحيه مطابق معيارهاي  27.8 WHOدرصد بود. همچنين حساسيت DXA در ناحيه لومبار براي يافتن موارد استئوپوروز ۹/۸۸ درصد و حساسيت DXA در ناحيه فمور ۴۶٫۶ درصد بود.
با توجه به حساسيت تشخيصي قابل قبول به دست آمده براي سنجش تراكم استخواني ناحيه لومبار به تنهايي، انجام يك مطالعه آينده نگر براي تعيين راهنماي عملكردي تشخيص استئوپوروز در جامعه ايراني بر اين مبنا مناسب به نظر مي رسد تا مشخص شود كه آيا مي توان براي غربالگري، حداقل در برخي زير گروه ها فقط از ناحيه لومبار استفاده كرد و به اين ترتيب هزينه و وقت صرف شده براي سنجش تراكم استخواني را كاهش داد.

© حقوق سایت محفوظ است