۱۳۹۵-۰۵-۱۵

مقاله ذاتي گرايي ارسطويي و ذاتي گرايي علمي برايان اليس که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۹۰ در جستارهاي فلسفي (پژوهش هاي فلسفي) از صفحه ۲۹ تا ۴۶ منتشر شده است.
نام: ذاتي گرايي ارسطويي و ذاتي گرايي علمي برايان اليس
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ذاتي گرايي ارسطو
مقاله ويژگي هاي گرايشي
مقاله انواع طبيعي
مقاله نوع طبيعي در زيست شناسي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: معيرزاده مريم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
ذاتي گرايي مانند بسياري از مباحث فلسفي ريشه در نظريات فيلسوفان يونان دارد. اين نظريه با مساله ثبات و حرکت ارتباط دارد. در واقع تبييني معقول از پديده حرکت و تغيير، مورد توجه فيلسوفان آن زمان بوده است. نظريه ذاتي گرايي ارسطو نيز در همين راستا است. اين نظريه که به قوانين طبيعت مي پردازد از برجسته ترين دست آوردهاي فلسفي اوست که بنيان متافيزيک را براي علوم آن زمان تشکيل داد. ارسطو توانست به علت گوناگوني و تفاوت آشکار ميان گونه هاي مختلف گياهي و حيواني، آن ها را به عنوان نوع طبيعي مطالعه کند. در ديدگاه او هر نوع طبيعي به طور غايت مدارانه عمل مي کند. از همين جنبه نقدهايي بر ذاتي گرايي ارسطو وارد شده است به طوري که تا قرن بيستم فعاليت جدي در خصوص اين مبحث متافيزيکي انجام نشده بود. برايان اليس ذاتي گرايي علمي اش را با ارائه ويژگي هاي گرايشي و انواع طبيعي صورت بندي مي کند. اليس با طرح معيارهايي براي چيستي نوع طبيعي، وجود نوع طبيعي در زيست شناسي را نمي پذيرد زيرا برخي از معيارهاي مطرح شده را ارضا نمي کند. او مدعي است که ذاتي گرايي علمي اش نظريه اي در چارچوب واقع گرايي است. اين نظريه شامل انواع طبيعي در حال گذار است که با هم تعامل دارند. آنچه ظاهر مي شود به نقش هاي انواع طبيعي شرکت کننده در فرآيندها بستگي دارد. اين مقاله بر آن است ضمن ارائه دو ديدگاه ذاتي گرايي ارسطو و اليس، به بررسي قابليت هاي ذاتي گرايي جديد بپردازد. اين بررسي نشان مي دهد چرا اليس نوع طبيعي در زيست شناسي را حتي با طرح ساختار ژنتيکي نمي پذيرد و بر خلاف ديدگاه سنتي که مطابق آن ارتباط تنگاتنگي بين تعريف و تبيين وجود دارد در ديدگاه اليس چنين ارتباطي وجود ندارد.

© حقوق سایت محفوظ است