۱۳۹۶-۰۶-۲۶

مقاله تلفيق دانش بومي و دانش رسمي؛ ضرورتي در دستيابي به توسعه پايدار كشاورزي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۱ در اقتصاد كشاورزي و توسعه از صفحه ۱۱ تا ۳۶ منتشر شده است.
نام: تلفيق دانش بومي و دانش رسمي؛ ضرورتي در دستيابي به توسعه پايدار كشاورزي
این مقاله دارای ۲۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عمادي محمدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: اميري اردكاني محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در نيم قرن اخير، دانش رسمي و نوين، فناوري‌هاي جديد و كارآمدي را در پهنه كشاورزي پديد آورده است كه موجب تحولات اساسي در فرآيند توليد و عرصه زندگي بهره برداران كشاورزي و روستاييان شده است. در همين حال، ‌به كار گيري برخي از فناوري ها معضلاتي را در عرصه هاي زيست محيطي، توليدي و اجتماعي ايجاد كرده و موجب دغدغه هاي فكري انديشمندان و تصميم سازان توسعه شده است. يكي از گزينه هاي مورد نظر در پاسخگويي به اين دغدغه ها، رجوع به دانش تجربي گذشتگان است. بهره گيري از”خرد تجربي انباشته و تاريخي”  بهره برداران محلي، كه اصطلاحا دانش بومي نام گرفته است، اين امكان را فراهم مي سازد كه در فرايند تعيين نياز و طراحي فناوريهاي متناسب و به كار گيري آن، مردم محلي و دانش آنها را عملا در مسير توسعه متوازن و پايدار به مشاركت بطلبيم.
در اين مقاله سعي شده است ويژگي هاي دانش بومي و دانش رسمي بيان شود و به ريشه هاي مشترك آنها كه در خرد جمعي و هوش انسان نهفته است، اشاره گردد. دو حوزه دانش بومي و دانش رسمي نه تنها هيچ گونه تقابل و تضادي با هم نداشته و در فرآيند دستيابي به توسعه پايدار مكمل يكديگر بوده‌اند بلكه در عمل نيز باعث خلق و به كارگيري متناسب و منطق فناوري هاي مورد نياز شده اند. در اين مقاله همچنين تفاوت هاي “روش شناختي” و “شناخت شناسي” موجود بين اين دو دانش مطرح شده و با مقايسه اين ويژگي ها راه و روش هايي به منظور تلفيق اين دو دانش ارایه گرديده است.
اصطلاح باور حاكم در بين قشرهاي تحصيلكرده و دانشگاهي نسبت به بوميان و دانش آنها، پيش شرط هر گونه نزديكي، تعامل و تلفيق است. ايجاد تحول در نظام آموزشهاي رسمي به منظور توجه به حوزه دانش تجربي و ميداني كه حاصل قرنها آزمون علمي است، از ضرورت هاي اصلي اين تلفيق به شمار مي رود. توجه پژوهشگران به “خرد تجربي انباشته و تاريخي بهره برداران” با استفاده از روش هاي مشاركتي، كيفي و ميداني نيز از ديگر ملزومات اين تحول است. همچنين به كار گيري شيوه هاي دو سويه ترويجي و ايجاد تحول در نظام ارتباطات ميان مراكز دولتي، آموزشي و ترويجي و كشاورزان و روستائيان به نحوي كه آنها در تعامل با هم قرار گيرند، از ضرورتها و پيش شرطهاي تلفيق دانش رسمي نوين و دانش بومي به شمار مي آيد.

© حقوق سایت محفوظ است