۱۳۹۶-۰۷-۰۲

مقاله تاثير دگزامتازون بر پاسخ دهي تخمدان در زنان نابارور بالاي ۳۵ سال تحت درمان سيكل ‌هاي IVF/ICS که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاییز ۱۳۸۳ در باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) از صفحه ۳۰۸ تا ۳۱۴ منتشر شده است.
نام: تاثير دگزامتازون بر پاسخ دهي تخمدان در زنان نابارور بالاي ۳۵ سال تحت درمان سيكل ‌هاي IVF/ICS
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله دگزامتازون
مقاله پاسخ دهي تخمدان
مقاله پلاسبو
مقاله روش ‌هاي كمك باروري
مقاله و گنادوتروپينها

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: اشرفي مهناز
جناب آقای / سرکار خانم: زعفراني فاطمه
جناب آقای / سرکار خانم: شاهرخ تهراني نژاد انسيه
جناب آقای / سرکار خانم: اوج منير
جناب آقای / سرکار خانم: باغستاني احمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: اميرچقماقي الهام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: پاسخدهي ضعيف تخمدان به داروهاي گنادوتروپين تزريقي، در ۲۶-۹% سيکل هاي ART اتفاق مي افتد. با شروع پيري تخمدان، ذخيره تخمدان کاهش مي يابد که عامل مهمي در کاهش پاسخ تخمدان به گنادوتروپينها مي باشد؛ ولي گزارش هاي متعددي در مورد روش هاي احتمالي ديگر موثر در عملكرد گنادوتروپينها در تخمدان، نظير استفاده از انواع گنادوتروپينها با دوز بالا، درمان توام با هورمون رشد و گلوکوکورتيکوئيدها وجود دارد. در اين مطالعه نقش دگزامتازون، به عنوان يکي از فاکتورهاي موثر بر پاسخ تخمداني، در بيماران نابارور مراجعه کننده به پژوهشکده رويان با سن بيش از ۳۵ سال، در مقايسه با گروه کنترل بررسي گرديد.
مواد و روشها: در اين کارآزمايي باليني، ۷۲ خانم نابارور مراجعه کننده به پژوهشکده رويان با سن بيش از ۳۵ سال و تحت درمان با سيکل هاي IVF/ICSI، انتخاب و به دو گروه شامل ۳۶ خانم تقسيم شدند. در ابتدا در هر دو گروه FSH، LH، استراديول، تستوسترون توتال، پرولاکتين و هورمون هاي تيروييدي در روز سوم قاعدگي اندازه گيري شد. پروتکل طولاني مدت آگونيست GnRH، از روز ۲۱ سيکل شروع شد. همزمان با شروع آگونيست GnRH، به شيوه سه سوکور به يک گروه دوقرص دگزامتازون و به گروه ديگر ۲ عدد پلاسبو داده شد. پس از طي دو هفته و اطمينان از حصول سركوب هيپوفيز، تحريک از روز دوم قاعدگي با روزي سه عدد آمپول HMG شروع شد كه بر حسب نياز بيمار، دوز دارو تغيير مي يافت. بعد از رشد حداقل سه فوليکول با اندازه بيش از ۱۸ mm و اندازه گيري استراديول سرم، ميزان IU 10000 هورمون HCG به صورت عضلاني تزريق شد. دريافت اووسيت ۳۸-۳۶ ساعت بعد از تزريق HCG و تحت سونوگرافي واژينال انجام شد و بعد از ۴۸ ساعت، جنين هاي حاصل از باروري تخمك ها به روش ICSI/IVF، به داخل رحم انتقال يافتند. تعداد اووسيت هاي بدست آمده، تعداد جنين هاي حاصل و منتقل شده، تعداد آمپول هاي مصرفي HMG، غلظت استراديول سرم در روز تزريق HCG و ميزان حاملگي در دو گروه مقايسه شد. به منظور ورود اطلاعات از نرم افزار ( SPSS (11.5و براي تجزيه و تحليل داده ها از روش آماريT-test  و  c2استفاده شد و p<0.05 به عنوان سطح معني داري آماري تعريف شد.
نتايج: بين دو گروه از  نظر سن، مدت ناباروري، نمايه توده بدني و آزمايشات هورموني، متوسط تعداد اووسيت به دست آمده، درصد جنين هاي تشکيل شده و منتقل شده اختلاف آماري معني داري وجود نداشت؛ اما تفاوت تعداد آمپول هاي HMG مصرفي (۳۹/۱۳±۶/۳۰ عدد) در گروه دگزامتازون در مقابل گروه پلاسبو (۳۴/۱۸±۶۵/۴۱ عدد) از نظر آماري معني دار بود (p<0.05).
بحث: اگرچه در تعداد اووسيت حاصل و بارور شده بين دو گروه دگزامتازون و پلاسبو تفاوت معني داري وجود نداشت اما تعداد آمپول هاي مصرفي HMG در گروه تحت درمان با دگزامتازون به گونه معني داري كمتر از گروه پلاسبو بود که مي تواند مويد نقش دگزامتازون در افزايش پاسخگويي بافت تخمداني به گنادوتروپينها باشد. لذا در بيماران بالاي ۳۵ سال که احتمال پاسخ ضعيف تخمداني وجود دارد، علاوه بر پروتکل استاندارد، به کارگيري دگزامتازون به عنوان درمان ضميمه اي توصيه مي شود.

© حقوق سایت محفوظ است