۱۳۹۵-۰۴-۰۶

مقاله بررسي تاثير روش ضدعفوني بيني و حلق با کلرهگزيدين در پيش گيري از عفونت بيمارستاني بعد از اعمال جراحي قلب که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در هفته سوم بهمن ۱۳۸۹ در مجله دانشکده پزشکي اصفهان از صفحه ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۹ منتشر شده است.
نام: بررسي تاثير روش ضدعفوني بيني و حلق با کلرهگزيدين در پيش گيري از عفونت بيمارستاني بعد از اعمال جراحي قلب
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مدياستينيت
مقاله کلرهگزيدين
مقاله عفونت هاي بيمارستاني

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رستمي مجتبي
جناب آقای / سرکار خانم: ميرمحمدصادقي سيدمحسن
جناب آقای / سرکار خانم: الهي فر امير
جناب آقای / سرکار خانم: اكبري مجتبي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: عفونت هاي بيمارستاني از عوارض مهم جراحي هاي قلب هستند. انواع اصلي اين عفونت ها، در محل عمل يا بصورت تنفسي ظاهر مي شوند. ميزان عفونت هاي محل عمل جراحي قلب از ۱ تا ۹ درصد و ميزان عفونت هاي تنفسي هم تا دو برابر اين دامنه گزارش شده است. در مطالعات مختلف سعي شده علاوه بر اقدامات معمول آماده سازي قبل از عمل، از روش هاي ديگري نيز جهت جلوگيري از عفونت هاي بعد از عمل استفاده شود. از جمله اين روش ها استفاده از پماد با سيتراسين يا جنتامايسين موضعي، پماد موپيروسين داخل بيني و محلول کلرهگزيدين به صورت غرغره دهاني و داخل بيني بوده است. مطالعه حاضر در نظر داشت تاثير ضد عفوني دهان و بيني با محلول کلرهگزيدين را در کاهش ميزان عفونت هاي محل عمل و تنفسي بعد از اعمال جراحي قلب بررسي نمايد.
روش ها: اين مطالعه يک کارآزمايي باليني تصادفي بود که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ در بخش جراحي قلب بيمارستان سينا در اصفهان انجام شد. بيماراني که به دلايل مختلف تحت اعمال جراحي قلب باز قرار مي گرفتند به طور تصادفي به دو گروه تقسيم شدند. در يک گروه آماده سازي براي اطاق عمل به روش معمول صورت مي گرفت و در گروه ديگر علاوه بر آن، ضدعفوني دهان و بيني با محلول کلر هگزيدين ۲ دهم درصد هر ۶ ساعت يک بار از يک روز قبل از عمل جراحي تا يک روز بعد از آن نيز انجام شد. هر بيمار تا يک ماه بعد از عمل از نظر بروز عفونت هاي بيمارستاني پي گيري مي شد.
يافته ها: از ۱۸۰ بيماري که وارد مطالعه شدند، ۸۸ نفر از بيماران در گروه شاهد و ۹۲ بيمار در گروه مداخله قرار گرفتند. دامنه سني بيماران از ۴۳ سال تا ۷۷ سال بود. ميانگين سني در گروه مداخله ۶۱٫۸ سال و در گروه شاهد ۶۱٫۵ سال بود که دو گروه باهم تفاوت آماري معني داري نداشتند. تعداد کل عفونت هاي مشاهده شده در گروه مداخله ۶ نفر (۷%) شامل ۲ مورد عفونت محل عمل و ۴ مورد عفونت تنفسي بود. تعداد کل عفونت هاي مشاهده شده در گروه شاهد ۱۳ نفر (۱۴%) شامل ۷ مورد عفونت محل عمل و ۶ مورد عفونت تنفسي بود. تفاوت معني داري در ميزان عفونت هاي بعد از عمل در حالت استفاده يا عدم استفاده کلرهگزيدين وجود نداشت ( (P-Value=0.232در گروه شاهد ۹ مورد از عفونت ها (۶۹%) در افراد با بيماري هايي زمينه اي به خصوص ديابت ديده شد و در گروه مداخله ۴ نفر (۶۶%) از افرادي که دچار عفونت شدند، مبتلا به ببيماري زمينه اي بودند. يک مورد فوت در گروه شاهد در بستري مجدد به علت مشکلات هموديناميک و نارسايي حاد قلب رخ داد که تب و عفونت محل زخم هم داشت.
نتيجه گيري: در مطالعه ما با وجود کمتر بودن عفونت ها در گروه مداخله، تفاوت معني داري ديده نشد. در پاره اي از مطالعات بدون در نظر گرفتن حامل بودنS. Aureus  در بيني به نتيجه مشابه دست يافته اند. اما در مطالعاتي که در افراد حاملS. Aureus  انجام شده، گه گاه کاهش معني دار در عفونت هاي بعد از عمل يافت شده است.

© حقوق سایت محفوظ است