۱۳۹۶-۰۷-۱۴

مقاله بررسي اعتبار اندازه گيري دندانپزشكان در ارزيابي شاخص نياز به درمان ارتودنسي با استفاده ازمدل بندي توافق که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاییز ۱۳۸۴ در مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي (JOURNAL OF DENTAL SCHOOL SHAHID BEHESHTI UNIVERSITY OF MEDICAL SCIENCE) از صفحه ۳۷۹ تا ۳۸۵ منتشر شده است.
نام: بررسي اعتبار اندازه گيري دندانپزشكان در ارزيابي شاخص نياز به درمان ارتودنسي با استفاده ازمدل بندي توافق
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مدل بندي توافق
مقاله داده هاي ترتيبي
مقاله مدل آماري پيوند
مقاله شاخص نياز به درمان ارتدنسي (IOTN)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: اكبرزاده باغبان عليرضا
جناب آقای / سرکار خانم: بابايي ‌روچي غلامرضا
جناب آقای / سرکار خانم: کاظم نژاد انوشيروان
جناب آقای / سرکار خانم: فقيه زاده سقراط
جناب آقای / سرکار خانم: صفوي سيدمحمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: نوري مهتاب
جناب آقای / سرکار خانم: سفيدرودي علي اكبر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: معمولا دندانپزشکان در تشخيص نياز به درمان ارتودنسي براي گروه مشترکي از افراد، داراي نظرات متفاوتي نسبت به استاندارد طلايي هستند. براي بررسي ميزان تطابق اندازه هاي حاصل توسط دندانپزشکان با استاندارد طلايي و تعيين اعتبار اينگونه اندازه گيريها که داراي مقياس ترتيبي مي باشند، در آمار روشهايي از قبيل محاسبه ضرايب توافق و همچنين مدل بندي توافق موجود است. در اين مقاله ابتدا مشکلات ضرايب توافق از قبيل کاپا و کاپا وزندار بيان گرديده و سپس بررسي اعتبار داده ها از طريق مدل بندي انجام مي شود. هدف از انجام اين کار ارايه جايگزين مناسبتر براي ضرايب توافق مي باشد.
روش بررسي: تحقيق حاضر که از نوع مقطعي مي باشد بر روي داده هاي شاخص نياز به درمان ارتودنسي انجام شده است. اين شاخص که توسط يک دندانپزشک مجرب به عنوان استاندارد طلايي و ده دندانپزشک ديگر بطور مستقل، روي ۵۱ کست استاندارد مطالعه ارتودنسي با استفاده از خط کش استاندارد DHC اندازه گيري شده است داراي پنج سطح عدم نياز به درمان، نياز جزيي به درمان، نياز متوسط به درمان، نياز شديد به درمان و نياز بسيار شديد به درمان باشد، اما در اين مقاله از شاخص اصلاح شده سه سطحي استفاده شده است. مدلهاي آماري پارامتر قطري و پيوند يکنواخت نيز به عنوان مدلهاي آماري مورد نظر مبناي استنباطها قرار گرفتند. در نهايت مدلهاي مذکور به ۱۰ جدول حاصل از نرخ گذاري متقاطع هر کدام از ۱۰ دندانپزشک در مقايسه با استاندارد طلايي برازش داده شدند.
يافته ها: در ۶ مورد مورد مدل پارامتر قطري (با حداقل سطح معني داري ۰٫۳۴) و در ۴ مورد ديگر مدل پيوند يکنواخت (با حداقل سطح معني داري ۰٫۳۶) برازش داشتند. نزديکترين ارزيابي ها به استاندارد طلايي مربوط به دندانپزشکاني بود که براي آنها مدل آماري پيوند يکنواخت مناسب بود در حالي که دندانپزشکاني که براي آنها مدل آماري پارامتر قطري مناسب بود، نمونه ها را بسيار بالاتر از استاندارد طلايي ارزيابي کرده بودند.
نتيجه گيري: همه دندانپزشکان کستها را بالاتر از استاندارد طلايي ارزيابي کردند بطوريکه کمترين مقدار نسبت بخت موضعي برابر ۶٫۴ و بيشترين مقدار آن برابر ۱۲۱٫۵ بود، بنابراين آموزش همه آنها براي اندازه گيري شاخص نياز به درمان ارتودنسي لازم به نظر مي رسد.

© حقوق سایت محفوظ است