۱۳۹۶-۰۶-۲۶

مقاله ارزيابي بافتي و هيستومورفومتري استخوان ‌سازي القاشده با استفاده از تركيب اكتاكلسيم فسفات و ژلاتين ماده زمينه‌ اي استخوان در ضايعات استخوان پاريتال موش صحرايي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ۱۳۸۴ در مجله دندانپزشکي (دانشگاه علوم پزشکي تهران) از صفحه ۳۰ تا ۳۹ منتشر شده است.
نام: ارزيابي بافتي و هيستومورفومتري استخوان ‌سازي القاشده با استفاده از تركيب اكتاكلسيم فسفات و ژلاتين ماده زمينه‌ اي استخوان در ضايعات استخوان پاريتال موش صحرايي
این مقاله دارای ۱۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله اكتا كلسيم فسفات
مقاله ماتريكس ژلاتين استخواني
مقاله القاي استخوان ‌سازي
مقاله موش صحرايي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سرگلزايي اول فريدون
جناب آقای / سرکار خانم: سبحاني علي قلي
جناب آقای / سرکار خانم: نيك نفس بهروز
جناب آقای / سرکار خانم: ساراني شيراحمد
جناب آقای / سرکار خانم: سرگزي غلامحسين
جناب آقای / سرکار خانم: سبحاني عبداله

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
بيان مساله: براي بهبود ترميم استخوان از روشهاي مختلفي از جمله كاربرد ژلاتين ماتريكس استخواني (BMG) استفاده مي شود.
هدف: مطالعه حاضر باهدف ارزيابي روند القاي استخوان سازي و تعيين حجم استخوان جديد پس از كاشت اكتاكلسيم فسفات
(OCP) و ژلاتين ماده زمينه اي استخوان (BMG) به تنهايي و يا در حالت تركيب با يكديگر در محل ضايعات استخوانهاي پهن موش صحرايي انجام شد.
روش بررسي: در اين مطالعه تجربي، ۱۰۰ سر موش صحرايي جوان بالغ (۵-۶ هفته اي) با وزن متوسط ۱۲۰-۱۵۰ گرم از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley مورد بررسي قرار گرفتند. نمونه ها به طور تصادفي به گروههاي آزمايشي (مورد) (OCP/BMG, BMG ,OCP) و شاهد تقسيم شدند. در گروههاي آزمايشي، ضايعه اي به قطر ۵ ميليمتر بر روي استخوان پاريتال ايجاد شد و مقدار ۵ ميليگرم OCP و BMG به تنهايي و يا حالت تركيب OCP/BMG) به نسبت ۱:۴) در محل ضايعه كشت داده شد. در گروه شاهد از هيچ ماده اي در محل ضايعه استفاده نشد. به منظور بررسي روند القاي استخوان سازي و اندازه گيري حجم استخوان جديد، ۵، ۷، ۱۴، ۲۱ و ۵۶ روز پس از كاشت، نمونه برداري انجام شد. پس از آماده سازي بافتي نمونه ها، تهيه مقاطع و رنگ آميزي آنها با استفاده از هماتوكسيلين- ائوزين (H&E) و آلسين بلو، درصد حجمي استخوان جديد ساخته شده در تمامي گروهها به وسيله ميكروسكوپ نوري و عدسي چشمي مدرج و نيز روش هيستومورفومتري، مورد بررسي و سنجش قرار گرفت. اطلاعات جمع آوري شده با استفاده از نرم افزار آماري SAS و آزمون آماري ANOVA مورد تحليل قرار گرفتند؛ علاوه بر آناليز واريانس براي هر متغير به طور جداگانه ميانگين، انحراف معيار، خطاي معيار و ضريب تغييرات نيز محاسبه گرديد. مقايسه بين ميانگين اندازه هاي به دست آمده در گروههاي آزمايشي با يكديگر و با گروه شاهد با استفاده از آزمون چند دامنه اي Duncan و در سطح ۰۵/۰ انجام شد.
يافته ها: روند القاي استخوان سازي در گروههاي آزمايشي (مورد) ۵-۱۴ روز پس از كاشت آغاز شد. در طي روزهاي بعد، ضمن افزايش تدريجي حجم استخوان جديد، با ظهور حفره هاي مغز استخوان و تشكيل مغز استخوان خون ساز، استخوان جديد از تكامل بيشتري برخوردار شد و همزمان مواد كاشته شده نيز به مرور جذب شدند. در گروه شاهد، ۵۶ روز پس از عمل، محل ضايعه به وسيله بافت همبند متراكم، اشغال شد و جزاير كوچكي از استخوان جديد در مجاورت و چسبيده به حاشيه ضايعه و استخوان ميزبان مشاهده گرديد. طبق نتايج حاصل از مطالعه هيستومورفومتري، بيشترين ميانگين حجم استخوان جديد ساخته شده مربوط به گروه آزمايشي OCP/BMG بود؛ پس از آن گروههاي آزمايشي OCP و BMG داراي بيشترين و گروه شاهد داراي كمترين حجم استخوان جديد بودند. حجم استخوان جديد در تمامي گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شاهد از افزايش معني دار آماري برخوردار بود (P<0.05).
نتيجه گيري: تركيب OCP/BMG در تمايز سلول هاي استئوبلاست، القاي استخوان سازي و در نهايت استخوان سازي جديد از قدرت بيشتري برخوردار مي باشد؛ به نظر مي رسد استفاده از تركيب اين دو ماده مي تواند در ترميم نقايص استخواني جمجمه مفيد واقع گردد.

© حقوق سایت محفوظ است